اونور که به دلیل فقر نمیتواند با عشقش کریم ازدواج کند، پس از فلج شدن عمویش، کدخدای محله میشود. با وجود مخالفت مردم محلی، او و دوستانش تلاش میکنند تا موقعیت خود را حفظ کنند. ... ادامه و دانلود
خلاصه داستان :سویل در اوایل 40 سالگی است و مادر دو فرزند است. او با چتین ازدواج می کند که در کودکی عاشق او شده بود، بدون اینکه حتی به آن فکر کند. پس از مدتی، چتین متوجه می شود که کاری که انجام ... ادامه و دانلود
ارکان با تنها پدربزرگش در خانه اش در روستا زندگی می کند. او پس از مرگ پدربزرگش داغدار شد. پسرعموهایش می خواهند بلافاصله پس از مرگ پدربزرگش خانه را بفروشند. ارکان را از طریق دادگاه از خانه بیرون می کنند. ارکان تمام تلاش خود ... ادامه و دانلود
یک خالق قدرتمند آفرودیزیا و چندین نفر دیگر در استانبول ناگهان ناپدید می شوند. پلیس از قاسم بازجویی می کند که از بیگانه ای به نام آگولو از سیاره نیبیرو نام می برد. آگولو منابع غرایز جنسی زمین را به نیبیرو قاچاق می کند. ... ادامه و دانلود
در فیلم عروس مادرم; اکیده با کوچکترین پسرش ارکان در یکی از محله های نزدیک ساحل در بیکوز زندگی می کند. با وجود اینکه آکیده دو پسر دیگر به نام های مقصود و فیکرت دارد، اما به جز ارجان، تمام انرژی او روی پسر ... ادامه و دانلود
خانواده پلسنک خانواده ای هستند که در استانبول زندگی معمولی دارند. دختر آنها، گیزم، از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در تلاش است تا شغلی پیدا کند. پس از بازنشستگی پدرشان شنول، او با پسرش سرتاچ یک مغازه کوچک باز میکند. یک روز، گیزم ... ادامه و دانلود
متین و هانده پس از مدت ها آشنایی با یکدیگر ازدواج کردند اما پس از مدتی طلاق گرفتند. یک روز مادر آن دو آنها را غافلگیر می کند و به خانه آنها می آید از آنجایی که مادر هانده، لمان، بیماری قلبی دارد، هانده ... ادامه و دانلود
صفا پیرمردی عبوس است و به خاطر بدخلقی همه بچه هایش را ناراحت می کند. در حالی که تعطیلات دیگری را به تنهایی سپری می کند، با دختر کوچکی به نام آیلین آشنا می شود. دوستی صفا که آخرین روزهای زندگی اش را می ... ادامه و دانلود
نظمی سوتچو اوغلو، تاجر بزرگ، از کاری که همسر و فرزندانش انجام می دهند خسته شده . ارتباط خانواده با یکدیگر قطع شده و دائما با مشکلاتی مواجه می شوند. دوست نظمی، قدیر، یک روز صبح با عجله به خانه می آید و به ... ادامه و دانلود
مهمت، بخاطر بزرگ شدن بدون مادر و پدر. همه اهالی روستا از او محافظت می کنند و او را وادار به درس خواندن می کنند. محمد دکتر شد. او به روستای خود برمی گردد. روستایی او را غافلگیر کرد و مرکز بهداشت راه اندازی ... ادامه و دانلود