یه زوج سالخورده که تو یه شهر دیگه و تو خونه سالمندان زندگی میکنن، چون بچههاشون مدتها بهشون سر نزده بودن، یهویی تصمیم میگیرن برن استانبول. ولی بچههاشون نمیخوان باهاشون تو یه خونه زندگی کنن؛ واسه همین پیرمرد و پیرزن یه خونه برای خودشون ... ادامه و دانلود
درباره تجربیات زنی است که به هشدارهایی که به او داده شده است توجه نمی کند. نیلگون که در مرحله ازدواج است، نباید ازدواج کند زیرا خانواده او از سه نسل قبل توسط شیاطین تسخیر شده اند. با این حال، نیلگون چنین اتفاقاتی را ... ادامه و دانلود