در فیلم اشک هور، سفره شام ننه علی باز مانده بود. صدای آژیر قرمز و صدای ضدهواییها در عمق تاریک کوچه او را نگران میکرد. ننه علی در انتظار آمدن پسرش از جبهه، آرام روی سکوی جلوی در نشست… بیست و دو سال تمام. ... ادامه و دانلود
التفات، بتونه میزند… التفات دستیار کارگردان است… بایرام سمباده میکشد… بایرام فیلمبردار است… شهباز آستری میزند… شهباز بازیگر است… ایوب سقف را رنگ میزند… ایوب مدیرتولید است… جلیل، اما رنگ نهایی را میزند… وسواس دارد و هر دیوار را باید سه بار رنگ بزند… ... ادامه و دانلود